صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 69

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

ز راه عنايت شه باوفا * سرافراز را ساخت فرمانروا ( برگ 104 الف ) پس از اين رويداد ، ملك محمّد حسين خان رنجيده و همراه برادر خود ملك محمود قصد مشهد كرد . آنان از زابل به كرمان و از آنجا به تون رفتند و در تون مورد استقبال قرار گرفتند . ( برگ 104 ب تا 105 الف ) در اين شهر خاندان‌ها يا طوايف « نخى ، لالويى و بهمدين » با آنان همراه شدند و بزرگان « تون و جنابد » نيز چنين كردند و پس از آن ، ملوك سيستان لشكرى انبوه گرد آوردند : بر ايشان ز بس لشكر انبوه شد * از او شاه ايران پراندوه شد بنابراين ، يك تن از فرماندهان دربار صفوى به نام فتحعلى افشار با دوازده هزار سپاهى مأمور سركوبى آنان شد : به او داد و فرمود كاى نامجوى * از ايدر ببايد شدن پويه پوى دل پر ز كين و سر پرشتاب * سوى تون گذر كن چو كشتى در آب كيان‌زادگان را بگير و ببند * بياور به درگاه ما مستمند ( برگ 105 ب ) اما فتحعلى خان افشار در نبرد با ملوك كشته شد . ( برگ 106 ب ) پس از اين رويداد ، قندهار شورش كرد . در اين بخش ، شجرة الملوك روايتى را مىآورد كه با تمام روايت‌هاى موجود دربارهء چگونگى رفتار ملوك سيستان با دولت صفوى متفاوت است . روايت‌هاى موجود معمولا بر بىاعتنايى و حتّى همكارى با يورشگران مبتنى است . امّا ، در شجرة الملوك آمده است كه پس از شورش قندهار : كيان‌زادگان چون خبر يافتند * به ترتيب لشكر عنان تافتند كه بر ما بود سرزنش هم گناه * كه افغان بگيرد سر تخت شاه اگر چند سلطان به ما كرد بد * بدى را ز مردان بدى كى سزد بكوشيم و دشمن به گاز آوريم * اگر چند رنج دراز آوريم ( برگ 107 الف )